کنه واروآ و تاثیر بر زنبورعسل و 3 روش مطالعه بر روی آن

تصویر کنه واورآ زیر میکروسکوپ

کنه واروآ و تاثیر بر زنبورعسل و 3 روش مطالعه بر روی آن

    کنه واروآ و تاثیر بر زنبورعسل و 3 روش مطالعه بر روی آن مساله قابل تاملی است.

    زنبور عسل به عنوان یکی از مفیدترین حشرات زیست بوم های طبیعی علاوه بر تولید عسل، گرده و سایر فراورده های مرتبط، نقش مهمی در اقتصاد جهانی از  طریق گرده افشانی محصولات زراعی، درختان میوه و سبزیجات ایفا می کند، تا آنجا که در معماری بسیاری از زیست بوم های طبیعی، زنبورها به عنوان سنگ سرطاق این زیست بوم ها معرفی می شوند و نبود آنها یعنی ریزش بنای این زیست بوم ها.

     طبیعتاً وجود جمعیت های سالم و عاری از هر نوع آلودگی پیش نیاز کارایی بالای گرده افشانی و سایر فعالیت های زنبور عسل در زیست بوم های طبیعی  می باشد. اما آنچه نگران کننده است، وجود دامنه وسیعی از پاتوژن ها و پارازیت هایی است که سلامت این حشره را به مخاطره انداخته اند.

    در این میان واروآ دستراکتوربه عنوان انگل خارجی زنبورعسل عامل مرگ میلیون ها کلنی در سراسر جهان بوده است تا آنجا که در یک دهه اخیر از آن به عنوان مهم ترین تهدید صنعت زنبورداری جهان یاد شده است.

    واروآ دستراکتور متعلق به جنس واروا و یکی از چهار گونه اصلی انگل خارجی زنبور عسل می باشد که تا سال 2000 در اکثر منابع علمی اشتباهاً تحت عنوان واروآ جاکوبسونی نامگذاری می شد.اندرسون و ترومن در سال 2000 گزارش نمودند که این گونه متمایز از جاکوبسونی بوده و از آن تحت عنوان واروا دستراکتور یاد کردند.

    واروآ دستراکتور جزء انگل های خارجی بزرگ زنبورعسل دسته بندی شده که فاقد مراحل زندگی آزاد بوده و چرخه زندگیش وابسته به میزبان می باشد.

    کنه مادر بالغ و فرزندانش از همولنف شفیره و زنبور بالغ تغذیه می کنند که این امر منجر به کاهش مواد مغذی و کاهش گردش خون زنبور شده و متعاقب آن کاهش وزن بدن، طول عمر، مرگ و نهایتاً فروپاشی جمعیت کلنی را در پی خواهد داشت. همچنین این انگل ناقل طیف وسیعی از باکتری ها، قارچ ها و بیماری های ویروسی درون کلنی می باشد.

    ارتباط میزبان-انگلی بین زنبور عسل و واروآ پیچیده می باشد و می تواند به عنوان یک مدل بی نظیر جهت مطالعه سازوکار های دفاعی حشرات کاملاً اجتماعی در برابر پارازیت ها مورد استفاده قرار گیرد.

    زنبور عسل شرقی به عنوان میزبان اصلی این انگل تجربه طولانی ای در همزیستی با واروآ جاکوبسونی و واروآ دستراکتور دارد و از سازوکارهای های متعددی چون محدودیت های فیزیولوژیکی رشد کنه در سلول های شفیره کارگر، رفتار بهداشتی، محبوس کردن شفیره های نر آلوده زیر لایه ای از بره موم و رفتار نظافت گری جهت مقابله و جلوگیری از گسترش جمعیت کنه در کلنی بهره می گیرد.

    در مورد زنبور عسل غربی و اکثر زیر گونه های آن گرچه هنوز بسیاری از روش های دفاعی علیه واروا دستراکتور به درجه تکامل خود نرسیده است. اما این گونه نیز از مکانیسم هایی چون رفتار بهداشتی، رفتار نظافت گری، جذابیت نوزاد، طول دوره فورتیک بهره می گیرد.

    در این بین یکی از موثرترین روش های دفاعی این گونه رفتار نظافت گری می باشد. این رفتار در دو سطح فردی و اجتماعی بروز می کند که به ترتیب زنبور قادر خواهد به شیوه های مختلف کنه را از بدن خود و هم کلنی هایش دور سازد.

    به نظر می رسد در مورد صفاتی چون رفتار نظافت گری که اندازه گیری آن در سطوح مختلف نیازمند صرف زمان و هزینه است، مطالعات ژنتیک مولکولی و انتخاب بر اساس ژن ها و مارکر های موثر بر صفت بتواند تا حد زیادی بهبود ژنتیکی صفت را سرعت ببخشد.

    لذا، اگر این فرض را که آلودگی به کنه می تواند بیان متفاوت ژن ها را در پی داشته باشد، بپذیریم آنگاه اطلاعات حاصل از آنالیز ترانسکریپتوم (RNA-seq) فنوتیپ های مقاوم و حساس نقش بسزایی در شناسایی ژن های مرتبط با انواع رفتار نظافت گری و روشن شدن مکانیسم های مرتبط با مقاومت در برابر انگل واروآ خواهد داشت.

   

تصویر کنه واورآ زیر میکروسکوپ
کنه واروآ زیر میکروسکوپ

    واروازیس در سال 1952 در اتحاد جماهیر شوری مشاهده شد و از آن زمان به بعد در عرض تنها 35 سال در سراسر اروپا، آسیا و آمریکای شمالی و جنوبی انتشار یافت و در حال حاضر تنها معدود کشورهایی چون استرالیا عاری از کنه اند. متعاقب انتشار آلودگی تلاش های زیادی به منظور کنترل آلودگی صورت گرفت.

    به طور کلی، این تلاش ها را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود. رویکردهای کنترلی که از زمان شیوع آلودگی شروع شده و نتایجی را نیز در پی داشته است و رویکردهایی که هم اکنون در حال انجام است.

    استفاده از روش های شیمیایی، دخالت های بیوتکنیکی و بهره گیری از اصلاح نژاد را می توان عمده ترین تلاش های گروه اول و استفاده از RNAi ها، پاتوژن های کنه واروآ دستراکتور و اختلال در پیام های حسی شیمیایی کنه جهت اختلال در تولید مثل کنه را عمده ترین تلاش های گروه دوم دانست.

    در این میان روش شمیایی کنترل کنه با محدودیت های عمده ای چون مقاومت کنه ها به بسیاری از کنه کش ها، وابستگی اثرگذاری کنه کش ها به شرایط آب و هوایی، باقیماندن ترکیبات کنه کش در عسل و سایر فراورده های کلنی و هزینه بالای استفاده از این روش ها و نیروی کار لازم مواجه می باشد.

    روش های بیو تکنیکی نیز جدای از وقت گیر بودن نیازمند زمان بندی جهت پرورش زنبوران نر بوده و کاهش تعداد کارگر و در مواردی مرگ ملکه را در پی دارد. از طرفی تحقیقات نشان می دهد بعضی از روش های بیوتکنیکی چون استفاده از شان های با اندازه سلول های کوچک نیز کارایی لازم را ندارد.

    در این میان استراتژی اصلاح نژاد یکی از امیدوارکننده ترین و پایدار ترین روش کنترل واروآ دستراکتور می باشد. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که رفتار بهداشتی و رفتار نظافت گری به عنوان مهم ترین سازوکار های مقاومت، مانع از رشد جمعیت کنه در کلنی می شوند.

    رفتار نظافت گری یکی از راهکار هایی است که بسیاری از مهره داران و بندپایان به منظور حذف انگل های خارجی از سطح بدنشان از آن بهره می گیرند. زنبور عسل نیز به منظور دورکردن کنه واروآ دستراکتور و کنه نایی زنبور عسل از سطح بدنش از این رفتار بهره می گیرد. این رفتار به دو شکل فردی و اجتماعی بروز می کند.

    در نظافت گری فردی زنبور قادر است کنه را بدون کمک هم کلنی های خود از خود دور نماید در صورتی که در نظافت گری اجتماعی زنبور آلوده با کمک رقص خاصی از هم کلنی هایش کمک می گیرد. نتایج مطالعات مختلف نشان می دهد که رفتار نظافت گری از تنوع بالایی در سطح جمعیت برخوردار است.

    در مطالعه ای در همین راستا، نشان داده شد که زنبوران آفریقایی شده نسبت به زنبوران اروپایی درجات بالاتری از رفتار نظافت گری را از خود نشان می دهند. همچنین نتایج نشان می دهد که بین زنبورهایی که کنه بیشتری از خود دور می کنند و زنبورهایی که کنه کمتری از خود دور می کنند از نظر شدت بروز رفتار نظافت گری تفاوت معنی داری وجود دارد.

    با این وجود موانعی چون معیار سنجش صفت، محدود شدن بروز آن در کارگرها و فراوانی کم رخداد آن در سطح کلنی بر قابلیت استفاده از صفت یاد شده در برنامه های اصلاح نژادی تأثیر گذاشته است.

    بنابراین، به نظر می رسد در درجه اول بکارگیری روش های بهینه اندازه گیری صفت و در گام بعد بهره گیری از رویکرد امیدوارکننده دانش ژنتیک مولکولی و توالی ژنوم زنبور عسل می تواند تا حد زیادی در رفع موانع یاد شده کمک نماید.

    در این راستا شیوه مرسوم استفاده از مطالعات پیوستگی و تعیین ژنوتیپ تعداد زیادی مارکر ژنتیکی به منظور شناسایی مناطق ژنومی و ژن های مسئول بروز صفت است.

    تکمیل پروژه تعیین توالی ژنوم زنبور عسل در سال 2006 توسط کنسرسیوم توالی یابی ژنوم زنبور عسل و پیشرفت های روزافزون در زمینه آنالیز بیان ژن و کاهش هزینه ها منابع جامعی را جهت بررسی و شناخت مکانیسم های مولکولی مرتبط با اینتراکشن بین زنبور و کنه واروآ و روش های دفاعی زنبور علیه  این انگل فراهم آورده است.

محصول با موفقیت به سبد خرید اضافه شد.